آموزش دفاع شخصی ! آموزش دفاع شخصی !
مجموعه آموزش دیم ماک
در برابر خطرات از خود دفاع کنید
مجموعه جامع تمرینات یوگا
مجموعه ای بسیار عالی برای سلامت
آموزش تمرینات به صورت ساده و جذاب
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
8 آذر 1388
جابلسا

نفسم بالا نمی‌آمد. حرکت سیال گدازه‌ای نرم و سیاه مثل هجمه‌ی بی‌امان دودِ کنده‌های خیس، نفسم را بریده بود، بند آورده بود. هیچ کس پنجره‌ا‌ش را رو به هوایی دیگر نمی‌گشود و تن‌ها ترکیب زمختی بودند از بوی زننده‌ی بنزین و خواب. چیزی زیر این پوشش بی‌امان تیره ریتم گرفته بود، شبیه موسیقی مرگ اما نه آن‌چنان خواستنی و دلنشین که بیش‌تر گنگ و دلهره‌آور؛ گویی حرکت پاهای سوسک بود بر برهنگی تن. و ذهنم خواب رفته بود در جست‌وجوی یاد کسی که سال‌ها زیسته بودم با او و حتا نامش را هم به یاد نمی‌آوردم. مثل گم‌بودگی بوی عصرهای کودکی، مثل گم‌جای مخفی شدن، مثل دست‌های پیرمرد وقتی باغچه را نوازش می‌کرد و یا حرکت باد در میان گیسوان تاریک نوجوانی. دلم یک‌سره باد می‌خواست. جریان بی‌امان یک لغزش نامرئی روی پوست تن و کندوکاو سلول‌هایی که از یاد بردم‌شان در یک روز تلخ بلوغ. دلم بادی خزنده می‌خواست که در غلتد میان بینی و چشم و بسوزاند و بشوراندم. غم سرِ شکسته‌ی باد را فقط شیشه می‌فهمید و من. 

18 مهر 1388
هزار چم

خستگی مچاله‌ات نمی‌کند

مچالگی خسته‌ات می‌کند! 

 

9 مهر 1388
صد گز رسن!

آن قدرها فاصله نیست

من به همه دروغ گفته‌ام؛ جز تو

تو به همه دروغ گفته‌ای

حتا به من 

1 مهر 1388
باز آمد!

از  مهر چه مانده؟

جز امتدادِ بویناکِ

یک خاطره

از جنس دفتر مشقی

چهل برگ و بی‌خط 

 

15 شهریور 1388
طالع نحس

نه پچ‌پچ هراس‌آمیزِ کلاغ

شوم بود

نه دیدار ما ساعت ۱۳

بر سنگفرش سیاه

نحوست سراسر نام من بود

که هم‌نشینی هیچ واژه‌ای را تاب نمی‌آورد

 

6 شهریور 1388
به خاک خوب شهریور

و باز هم خشتاخشت بلوکِ خون

و من عجیب

دلم خواب می‌خواهد

میان این خمیر خاک

در ابتدای رویش گندم! 

 

11 مرداد 1388
تهوع

مرا نفریب به بازگشت یوسف

و

روشنای چشم یعقوب

که کنعان دیگر

نه سرزمین من است

نه سرزمین لاله‌های وارونه  

   1      2      3      4      5      >>
-