ماسک کوچک کننده بینی ماسک کوچک کننده بینی
ماسک چندکاره مخصوص بینی
پاک کننده، کوچک کننده و فرم دهنده
مجموعه آثار دکتر علی شریع
تمام آثار دکتر شریعتی شامل کتاب، فیلم ویدئویی و سخنرانی
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
11 دی 1390
در ستایش «شیما»ی خال‌دار!

آقایان یک شب خوابیدند و لابد خواب دیدند یا شاید هم ... که نام «شیما» جزو اسامی ممنوعه است و باید حذف شود. بعد در بوق و کرنا کردند که آهای شیمایان شمایان بر حق‌اید که بروید ثبت‌احوال و  نام نامبارک را تغییر دهید به یکی از اسامی لابد ممدوحه! 

تحلیل حضرات هم بر این منوال بود که شیما یعنی زن خال‌دار و چون جزو القاب است، تغییردادنی است و  گذاشتن‌اش پس از این متوقف می‌شود. 

کسی هم که از قضا مثل من این نام را چسبانده‌اند پر پیشانی‌اش به محض خواندن این دلایل موجه و محکمه‌پسند ناگهان حس می‌کند پدر و مادرش او را با یکی از سگ‌های، کارتون صد‌ویک‌ سگ خال‌دار  اشتباه گرفته‌اند و می‌رود که مثلا یقه‌ی پدر و مادر را بگیرد که یا والدین! این چه نام واویلایی است که چسبانده‌اید کنار نام‌خانوادگی من. شرم‌تان باد که نام نیکو بر فرزند ننهاده‌اید!  

بعد فهرست کذایی را بالا و پایین می‌کند و فکر می‌کند واقعا شیما در ردیف نام‌هایی مثل «نیمکت»، «لوله» و «مغلوبه» و «آمریکا» و ... است؟! 

اما چه کند وقتی به اطرافیان‌اش نگاه می‌کند و دقت و وسواس خانواده‌اش را برای اسم‌گذاری به یاد می‌آورد نمی‌تواند والدین‌اش را ببرد زیر بار این اتهام که از سر بی‌دقتی نامش را انتخاب کرده‌‌اند. بعد به یاد می‌آورد  آن‌چه از معنای اسمش می‌داند آنی نیست که حضرات بر اساس معنای «شیماء» عربی نقل کرده‌اند. و فرضا هم اگر کسی نام دخترش را زن خال‌دار بگذارد اشکال کار را درک نمی‌کند که چرا باید  این نام از عرصه‌ی هستی بیرون رانده شود. مگر در همین دیار  روزی حافظ، سمرقند و بخارا را به خال هندویی نبخشیده؟  و اگر این امر قطعی شود که وای بر زن خال‌دار، حال باید کسی بیاید و شهر‌های بخشیده شده را از معشوق خال‌دار پس گیرد. 

به هر حال شخصا از این‌که عمومیت نام‌ام کم‌تر می‌شود، خوشحال‌ام اما بدم نمی‌آید با یک جست‌وجوی کوتاه اهمیت خال‌داری معشوق را به حضرات یادآوری کنم در این ابیات:   

فریاد که از شش جهتم راه ببستند

آن خال و خط و زلف و رخ و عارض و قامت

 

جان فدای شکرین پسته خاموشش باد

چشمم از آینه داران خط و خالش گشت

 

ور چنین زیر خم زلف نهد دانه خال

ای بسا مرغ خرد را که به دام اندازد 

 

سواد دیده غمدیده‌ام به اشک مشوی

که نقش خال توام هرگز از نظر نرود 

 

خیال شمس تبریزی بیامد

ز عشق خال او گشتم ز غم سیر 

 

شاه دمن و رئیس اطلال

روی عرب از تو عنبربن خال 

 

تا خال درم وش تو دیدم

خلخال ترا درم خریدم 

  

وان خال بناگوش مگر دانه دامست

با چون تو حریفی به چنین جای در این وقت

 

عجب از دام غمش گر بجهد مرغ دلی

این همه میل که با دانه خالش دارند

 

 همان روز که آن خال بدیدم گفتم

بیم آن است بدین دانه که در دام افتم 

 

البته خب، معیار و ملاک زیبایی از عصری به عصر دیگر متفاوت است، لابد!   

 

و این هم لینک فخیمه‌ی مکروهیت نام شیما:

http://www.alef.ir/vdcceeqs02bq1p8.ala2.html?136564

-